مرموز

برای دل تنهای من(مرموز)

مرموز

برای دل تنهای من(مرموز)

گناه Guilt

وقتی شروع میکنی به تفکر در باره به دست آوردن چیزی

این لحظه را و این اینک و اینجا را از دست میدهی

زمانی که ذهن کاذب برمیخیزد تماس تو با بهشتی که در آن هستی قطع میشود.

این یکی از آزادی بخش ترین رویکرد هاست

این رویکرد تو را هم اکنون آزاد میکند

گناه و تقدس را کاملا فراموش کن

هر دو احمقانه هستند.

این دو تا تمام خوشی انسانیت را نابود کرده است

گناهکار احساس گناه میکند پس خوشی اش نابود میشود

زمانی که پیوسته احساس گناه میکنی چگونه میتوانی از زندگی لذت ببری؟

اگر پیوسته به کلیسا بروی و اعتراف کنی که چنان و چنین کرده ای؟

خطا و خطا و گناه... آنوقت تمام زندگی ات از گناه تشکیل میشود

چگونه میتوانی شاد زندگی کنی؟ آنگاه زندگی راحت غیر ممکن میشود

تو سنگین میشوی

گناه مانند سخره ای روی سینه ات مینشیند و تو را خرد میکند

نمی گذارد برقصی. چگ.نه میتوانی برقصی؟ گناه چگونه میتواند برقصد؟

گناه چگونه میتواند عشق بورزد؟ چگونه میتواند آواز بخواند؟

بنابراین کسی که فکر کند خطا کار است؛ گناهکار میشود و گرانبار؛ یک مرده قبل از فوت!

و هنوز نمرده وارد قبرش خواهد شد

تولد دوباره

تو نه از جایی میآیی و نه به جایی میروی.
تو فقط اکنون هستی و اینجا هستی.
نه می آیی و نه میروی.
همه چیز از کنار تو میگذرد و هوشیاری تو آن را بازتاب میکند.
ولی با آن هویت نمیگیری.
وقتی شیر در جلو آینه میغرد آیا فکر میکنی آینه غرش کرده؟
و یا وقتی شیر رفته و کودک؛ رقصان از راه میرسد.
آیا آینه کاملا شیر را فراموش میکند و همراه با کودک به رقص در می آید؟
نه؛ آینه هیچ کاری نمیکند آینه فقط بازتاب میکند.
آگاهی تو تنها یک آینه است.
تو نه می آیی و نه میروی چیز ها می آیند و میروند.
تو جوان میشوی و پیر میشوی؛ تو زنده هستی و تو میمیری.
همه این حالت ها فقط بازتابهبیی در اقیانوس جاودانه آگاهی است.